نگاهی به مدیریت بحران پیامبر اکرم(ص)
رسالت انبیای الهی در طول تاریخ ، رهایی انسان از یوغ ظلم و ستم ظالمان و مستکبران بوده است؛ همان حرکت آزادیبخشی که زمینه را برای هدایت انسان آماده کرده و محیط فکری او را از عناصر نامطلوب پاک می کند. پیامبرگرامی اسلام ، حضرت محمد(ص) با پیاده کردن الگوی جامع اخلاقی سعی نمود، نظمی نوین و حاکمیتی فوق بشری را در حیات دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملتها ایجاد نماید ، در این راه، مستضعفان را ضد مستکبران یاری نموده و محیطی پر از صلح و آزامش فراهم آورد. بی تردید، اساس اولیه این بنای ماندگار، عمل شخص پیامبر (ص) است که اگر غیر از این می بود، مسیر تحولات اسلامی تاکنون ادامه نمی یافت. حضرت رسول اکرم (ص) اخلاق و بزرگورای را در حد اعلا داشت . با همه وجود به انسان درس اخلاق آموخت ، اخلاقی که خوی بشر را از ظلمات جهل و نادانی به سوی نور عقل و علم رهنمون ساخت ، تا آن که پیامبر (ص) مصداق بارز آیه «إنک لعلی خلق عظیم» شد. خود نیز هدف بعثت را که همانا «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» است ، تلاش برای حفظ کرامت انسانی معرفی کرد. تعریف بحران به زبان ساده، بحران ، به «زمان خطر» یا «نگرانی» اطلاق می شود. دوره ای که در آن، همه چیز نامطمئن، سخت و دردآور است، به ویژه زمانی که باید از خطری عمده و اصلی جلوگیری شود. «لحظه بحرانی» به زمانی گفته می شود که موارد بسیار مهم مربوط به آینده در همان لحظه اتفاق افتاده و باید تصمیم گیری درباره آنها انجام گیرد. اصطلاح «بحران» نخست از علم پزشکی وارد مباحث اجتماعی و اقتصادی شده است. در پزشکی، «بحران» وضعیتی است که سلامت انسان در معرض خطر قرار می گیرد. برخی معتقدند که این تعریف، در زمینه اجتماعی و زمانی که جامعه از حالت تعادل و نظم عادی خارج و دچار آشفتگی می شودنیز مصداق دارد. از این رو، بحران را می توان «شرایط غیرعادی» دانست که در آن، مشکلاتی ناگهانی و پیش بینی نشده به وقوع پیوسته و در چنین شرایطی، ضوابط، هنجارها و قوانین متداول، کارساز نخواهد بود. مفهوم بحران از عناصر گوناگونی تشکیل شده است که با هم رابطه متقابل داشته و شرایط ایجادی بروز بحران را تشکیل می دهند. برخی از این عناصر عبارتند از: الف - بروز نیروهایی در درون سیستم که آن را از حالت تعادل خارج کرده و باعث تحول در نوسان ها می شود. ب - افزایش بحث و جدال در بین افرادو گروه ها د - افزایش تناقض ها ه - تلاش برای گذر از این مرحله و رسیدن به وضعیت تعادل و - ارائه برخی راه کارهای اسطوره ای و خیالی مدیریت بحران: «مدیریت بحران»، فرآیندی است که طی آن، مدیر برای دستیابی به اهداف سازمان با توجه به مقتضیات پیش آمده زمانی و مکانی و با صرف هزینه ای سعی در کنترل و ساماندهی اوضاع می کند. اصلی ترین شاخص تفاوت بین بحران و مدیریت بر آن ، شیوه اتخاذی برای کنترل بحران است. هر چقدر در ایجاد موانع پیشگیرنده از بحرانها و کنترل بر آن توفیق حاصل شود، به همان نسبت، مدیریت بحران نیز موفق خواهد بود. موارد اساسی در کنترل بحران : 1- نیاز به مدیریت قوی با اعتماد به نفس بالا 2- توجه به شرایط و مقتضیات 3- لزوم زمانبندی دقیق 4- ضرورت کنترل اطلاعات 5- تشکیل گروه بررسی بحران جهاد در اسلام یکی از مصادیق بحران در زمان پیامبر اکرم(ص) که تقریباً گرفتاری دایمی آن بزرگوار را نیز تشکیل می داد جهاد بوده است و ما قصد داریم به خاستگاه قرآنی جهاد و اهداف و انگیزه های قرآنی آن بپردازیم. دیدگاه قرآن در باره جهاد: برای بررسی جنبه های مختلف مدیریت بحران حضرت رسول(ص) ، ابتدا باید خاستگاه قرآنی و اذن الهی را برای تشریع جهاد مطالعه کنیم تا از این طریق بتوانیم با مبانی و اصول مدیریتی حضرت رسول(ص) آشنا شویم . پس از آن که پیامبر(ص) در مدینه استقرار یافت، به گسترش دعوت خویش و حمایت از مؤمنان مستضعفی پرداخت که در راه عقیده خود مورد آزار قرار گرفته و وادار به ترک دین خود می شدند. برای تحقق این امر، چاره ای جز جنگ علیه مشرکان نبود و باید کعبه از بت پرستی و بت پرستان نجات یافته و بت هایی که در آن قرار گرفته بودند، در هم شکسته می شدند.به همین سبب، اذن جهاد تشریع شد. در مورد اولین آیات نازل شده در خصوص «جهاد» اختلاف نظر وجود دارد. برخی، آیة «و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم»(1) و برخی دیگر، آیة «إن الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم»(2)را به عنوان نخستین آیات می دانند؛ ولی غالب مفسران و راویان، آیات سورة حج را به عنوان «آیات اذن تشریع جهاد» و اولین آیات نازل شده در این باره می دانند: «إن الله یدافع عن الذین آمنوا إن الله لا یحب کل خوان کفور، أذن للذین یقاتلون بأنهم ظلموا و إن الله علی نصرهم لقدیر، ألذین أخرجوا من دیارهم بغیر حق الا أن یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره إن الله لقوی عزیز؛ یعنی «خداوند از کسانی که ایمان آورده اند، دفاع می کند و خداوند، هیچ جنایتگر ناسپاسی را دوست ندارد. برای آنان که هدف جنگ قرار گرفته اند، بدان سبب که بر آنان ستم روا داشته شده، اجازة [نبرد] داده شده و خداوند بر یاری آنها تواناست. همان کسانی که بی آن که هیچ حقی در کار باشد و هیج جرمی مرتکب شده باشند جز آن که گفتند، پروردگار ما خداوند است، از خانه های خود بیرون رانده شدند. اگر بازداشتن برخی از مردم از سوی برخی دیگر، نبود صومعه ها و کنیسه ها و عبادتگاهها و مساجدی که در آن، فراوان نام خدا برده می شود، ویران می گردید. خداوند هر که را به او یاری دهد، یاری خواهد کرد که خداوند مقتدر و عزیز است.»(3) آیات زیر نیز در ارتباط با مفهوم «جهاد» می باشد: جهاد صرفاً برای نزدیکی به خدا و عبادت است، در غیر این صورت، شرک و گناه است.(4) جنگ، برای غارت و طمع و جمع مال نیست.(5) اذیت و آزار دیگران و کشتن و غارت اموال آنها به بهانة جهاد، ممنوع است.(6) انجام جهاد در چهارچوب مقررات خاصی است که خداوند اعلام کرده است.(7) هدف از جهاد، حاکمیت ارزشها و حقایق اسلامی است.(8) اهداف و انگیزه های جهاد در اسلام مبنای دیگر جهت دستیابی به اصول مدیریت حضرت رسول(ص)در زمان بحران را باید در سیره آن حضرت جستجو کرد. توحید: جهاد رسول خد(ص)، نه یک سلطه جویی بشری بود و نه کشکمش بر سر خاک و زمین و منابع و امکانات؛ این تصور درباره کسی ممکن است که در مادیات غرق شده باشد. اما جنگ و جهاد پیامبر، فقط در راه احیای فضیلت ها ، اعتلای حق و سرکوب کردن باطل صورت می گرفت. حمایت از مستضعفان
پیامبر اسلام(ص) و همه انبیای پیش از ایشان، خاستگاهی مردمی داشتند. آنها از میان مستضعفان به پا می خاستند و در طول دوران زندگی و رسالت خویش هیچ گاه، وابسته به قدرتهای پوشالی ، فلان قدرت یا دولت نمی شدند. بلکه تنها یک وابستگی داشتند و آن، دلبستگی به حق بود. بنابراین، تمام نیرو و عظمتشان نیز از این ناحیه بود. پیامبران الهی از متن زندگی مستضعفان و مردمانی برانگیخته می شدند که با سختی و فقر زندگی می کردند؛ به همین خاطر، تلخی های زندگی محرومان را چشیده بودند . مقابله با مستکبران به طور کلّی، مشی اسلام، مشی جنگ و جدال نیست، چنان که در صدر اسلام نیز هنگامی که دوران دعوت با زبان پس از تحمل بسیار طی شد و آن گاه که مشرکان مکه، آزار و ستم را از حد گذرانده و مسلمانان را بیش از اندازه تحت فشار قرار دادند، اذن قتال(در سوره حج) صادر شد. بنابراین، نبرد با مستکبران جهت بسط و گسترش دعوت الهی و فراگیری دین خدا بروی زمین از اهداف الهی جهاد است. اصول مدیریتی پیامبر (ص) در مواقع بحران مدیریت، علم و هنر برنامه ریزی، هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت های مختلف برای رسیدن به هدفی مشخص است، این علم و هنر، در زیباترین و والاترین چهره خود، در سیره نبوی قابل مشاهده است ، مدیریتی الهی، مبتنی بر شناخت حقیقی انسان و مراتب وجودی او . بدون تردید، هدف از این نوع مدیریت. خارج کردن انسان از مرتبه حیوانی و رساندن او به درجات رحمانی و خروج از ظلمات به سوی نور است. نوع مدیریت آن حضرت در طول مسیر بحرانی و جریان یک جنگ، قبل از آغاز و پس از پایان شعله های آن، می تواند درسی زیبا و جذاب ، آموختنی و البته، لازم الاجرا باشد، لذا با توجه به همه جهات، نکاتی بسیار دقیق از این نوع مدیریت را که کاملاً با مدیریت بشری متفاوت است را شرح می دهیم. مدیریت عقیده پیامبر اکرم(ص) بسیار بر سر عقیده پافشاری می کرد و هیچ گاه، به معامله درباره آن تن درنمی داد. به عنوان نمونه، در جنگ «احد»، در حالی که سپاه مشرکان حدود سه هزار نفر بودند، رسول خد(ص) سپاه مؤمنان را در حالی که شمار آنان با احتساب گروهی بیمار دل که در میان آنان وجود داشتند، تنها به هزار نفر می رسید، پیش برد. در این میان، برخی از «انصار» قصد داشتند تا از هم پیمانان یهودی خود نیز کمک بخواهند، اما رسول خد(ص) فرمود: «ما را به یاری آنان نیازی نیست.» چرا که حضرت رسول(ص) می خواستند سپاه او فقط از کسانی تشکیل شود که برای دفاع از عقیده خود سر جنگ دارند. در جنگ «احزاب» پیشنهاد پیامبر برای تطمیع سران دو قبیلة «غطفان» و «نجد» جهت مصالحه در مقابل دریافت یک سوم محصولات مدینه، باعث آزمندی آن دو قبیله شد. یقیناً اگر در گروهی، پایبندی های قومی، قبیله ای و مادی بر مبانی دیگر غالب گردد، باعث می شود که عزم و اراده از آن جمع رخت بربندد و به علت همین طمع ورزی ها بود که آنان از طولانی شدن محاصره و بی نتیجه ماندن آن خسته شده و میان آنان و قریش اختلافاتی به وجود آمد و سرانجام، درصدد برآمدند تا از همان راهی که آمده اند، بی هیچ دستاوردی بازگردند. در جنگ «احد» نیز خداوند، دلهای مؤمنان را به این مژده استوار ساخت که اگر در میدان نبرد پایداری کرده و ثابت قدم بمانند و خدا را به یاد داشته و مطمئن باشند که او از همه قدرتها برتر است، هم چنین، اگر دل استوار دارند و از جنگ و تعقیب دشمن روی برنتابند و به غنایم مشغول نشوند ، خداوند آنان را به وسیله فرشتگان آسمانی یاری خواهد کرد: «آن گاه به مؤمنان می گفتی، آیا این شما را بسنده نمی کند که پروردگارتان به وسیلة هزار فرشته که از آسمان فرو فرستاده می شوند، از شما پشتیبانی کند؟ بلکه اگر صبر کنید و پرهیزگار باشید، بزودی همین که آنان بر شما درآیند، پروردگارتان ما را به وسیلة پنج هزار فرشته که همه نشان دارند پشتیبانی خواهد کرد. پروردگار، این[امداد و پشتیبانی] را جز برای آن قرار نداد که مایة بشارتی برایتان باشد و دلهایتان بدان آرام و مطمئن شود و یاری و پیروزی جز از جانب پروردگار نیست و نیز این امداد برای آن بود که دنبالة کافران قطع شود یا خداوند آنان را سرکوب کند و ناکام و سرشکسته گردند.»(9) بنابراین، تشویق و تحریک به نبرد، عنصری اساسی در افزایش روحیة معنوی و روانی برای جنگجویان است، در آن زمان، برانگیختن روح حماسی در جمع و ایجاد انگیزه شدید بر واقعیتی که برای آن می جنگند و این که تا حصول نهایی آن باید بکوشند، همه مؤمنان را در حالت بیداری انقلابی نگه می داشت و علاقه دایم برای رویارویی با دشمن را در ایشان برمی انگیخت. در این رابطه، قرآن کریم می فرماید: «ای اهل ایمان، آیا می خواهید که به نجاتی سودمند هدایت شوید، تا از عذابی دردناک رهایی یابید؟ پس به خدا و رسول او ایمان آورید؛ و به مال و جان، در راه حق جهاد کنید؛ که اگر دانا باشید، این برای شما بهتر است، تا پروردگار، گناهانتان را ببخشد و در بهشتی که زیر درختانش نهرها(آبی گوارا) جاری است، داخل گرداند؛ و در بهشت عدن، منزلهای نیکو و جاودانی به شما عطا کند؛ که این، همان رستگاری بزرگ بندگان است، و نیز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید؛ نصرت و یاری خدا و فتح نزدیک است که بشارت رحمتی است به اهل ایمان.»(10) در غزوة «بدر» نیز پیامبر فرمود: «سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست، امروز اگر مردی، بردبارانه و ثابت قدم و دقیق نبرد کند، خوشبخت است و اگر پشت نکند، جای او در بهشت خواهد بود.» از دیگر امور در مدیریت تبلیغی پیامبر این بود که وی به مومنان، این فرصت را می داد که به اختیار خود وارد جنگ شوند و هیچ اکراهی در کار نبود، بلکه آنان خود با این کار در پی اجر اخروی بودند .
مدیریت رفتار پیامبر اسلام با داشتن اراده قوی و پایداری در تصمیم که هرگز متزلزل نمی شد از همگان ممتاز بود و چون تصمیمی را اتخاذ می کرد، باید آن را به انجام می رساند. به عنوان نمونه، در جنگ «احد»، هنگامی که رأی اکثریت بر جنگیدن در بیرون از شهر قرار گرفت، پیامبر(ص) هیچ تردیدی به خود راه نداده، زره را بر تن کرده و سپر خویش را برداشت تا آماده نبرد شده و با این کار ، اضطراب را از دل اصحاب بیرون نمود. همان طور که می دانیم، مشورت در سیره رسول الله (ص) جایگاه ویژه ای داشته و اصولاً بنای تصمیم گیری در شیوه «مدیریت بر قلب»، بر مشورت و تبادل نظر در امور و پرهیز از خود رأیی استوار است. در «قرآن کریم» در این زمینه، آیاتی آمده است: «و آنان که اجابت کردند امر پروردگارشان را و برپای داشتند نماز را و کارشان را به مشورت یکدیگر انجام می دهند؛ و از آن چه به آنها روزی دادیم، انفاق می کنند.»(11) «پس بر آنان ببخشای و برایشان طلب آمرزش کن و در کارها با ایشان مشورت کن و آن گاه که بر کاری تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن، زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»(12) پیامبر(ص)نیز میفرمایند: « مشورت با عاقل خیرخواه، هدایت و توفیقی ازخداست.»(13) رسول خد(ص) در اداره امور، بیش از هر چیز از رحمت و محبت بهره می گرفت . «قرآن» در این باره چنین فرموده است: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الأمر، یعنی « به موجب لطف و رحمت الهی، برایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی و سخت دل بودی، از پیرامونت پراکنده می گشتند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن».(14)
پیامبر اکرم (ص) با همه صلابت و قدرت در فرماندهی و تشکیلات، از ملایمت نیز برخوردار بود،بی آن که سختگیری و خشونتی داشته باشد. به همین سبب، دل ها به او گرویده و همه سربازان بر محور این فرماندهی حکیمانه ، در راه حق، داوطلبانه و از روی اختیار جانفشانی می کردند. علاقمندی ایشان به سربازان ، مهرورزی و دلسوزی نسبت به آن ها و اهمیت دادن به فرد فرد آنان از دیگر خصوصیات مدیریتی ایشان بود. چرا که از دیدگاه او سربازان، دوستان و یاران او و منادیان حق و هدایتگران راه و حزب خدا بودند که اگر از میان می رفتند، دیگر کسی خدا را پرستش نمی کرد. به همین سبب، رسول خد(ص) نهال عزت و سربلندی را در نهاد آنان بارور می ساخت به طوری که آنان احساس می کردند که مورد محبت آن حضرت قرار دارند. روشن است که وقتی سربازان، چنین حقیقتی را احساس می کردند، در راه خدا جانهای خود را بر کف می گذاشتند و به او می فروختند. لذا، آن حضرت هیچ گاه، به سربازان خود به عنوان آلات و ادوات جنگ نمی نگریست. از سوی دیگر، پیامبر اکرم(ص) با اسیران جنگی نیز بسته به عملکرد سابق و شاخصه های دیگر و در هر حال، همراه با رحمت، مدارا و انسانیت بود و در مورد آنان به نیکی و گذشت سفارش می فرمودند. اجرای عدالت در تفکر دینی، هدف از حکومت ، برپایی حق و عدل در میان مردمان است. لذا، خداوند، پیامبر گرامی و مؤمنان را مأمور دعوت به آئین الهی و برپایی حق و عدل کرده است. تشویق و تنبیه پیامبر گرامی (ص)، اقسام تشویق های معنوی، زبانی، رفتاری، مالی را به کار می گرفت و هر جا چاره ای جز تنبیه نبود، هم چون پزشکی حاذق، اقدام به بهترین مداوا می کرد.
از جمله تنبیه های زیبا در دوران مدیریت رسول خد(ص)، برخورد آن حضرت با کسانی بود که از شرکت در غزوة «احد»، خودداری کرده بودند. به این ترتیب که پس از بازگشت مسلمانان از این پیکار، آنان شبی را در خانه های خود گذراندند و فردای آن روز، پس از نماز صبح پیامبر(ص) به بلال فرمود تا مردم را برای تعقیب دشمن فرا خواند و مقرر کرد، جز آنان که دیروز همراه لشکر در جنگ بوده اند،کسی حق همراهی با آنان را ندارد. مشخص است که از جمله اهداف پیامبر، تنبیه آنانی بود که از یاری آن حضرت خودداری کرده بودند تا جایگاهی در جامعه و منزلتی نزد مردمان نداشته باشند . انضباط در انجام کارها بدون تردید، لازمه انجام صحیح امور ، انضباط و جدیت در کار است و مدیریت رسول خدا(ص) نیز مدیریتی منضبط و جدی بود. منظور از جدیت، آراستگی، نظم و ترتیب، سعی و کوشش در کارها و پرهیز از هرگونه سستی و بی سامانی در امور است. مدیریت علمیاتی پیامبر(ص) برای به دست آوردن آگاهی های قبل از نبرد در جهت خنثی کردن اندیشه دشمن یا پی بردن به نقشه آنان و یا در جهت تقویت تصمیم گیری صحیح فرمان می دادند. پیامبر(ص) برای دستیابی به اطلاعات کامل از دشمن در جهت اتخاذ و صدور حکم و فرمان صحیح برای جنگ ، نیروهایی را به منطقه عملیاتی مورد نظر می فرستاد و خود در راه عبور، با تجار و مسافران برخورد کرده و از آنان و ساکنان محلی کسب اطلاعات می کرد. بازجویی از اسیران، سکونت دادن نیروهای اطلاعاتی در سرزمین دشمن و بررسی تحرکات و جابجایی های آنان در وقت مناسب، از روش های دیگر کسب اطلاعات بود. پیامبر، همواره اطلاعات موجود و غیر آشکار را در نزد خود محفوظ می داشت. فرماندهی حضرت (ص( ایشان نخست، موقعیت را می شناخت و سپس فرمان می داد، به طور کلّی، تصمیم های آن حضرت، همگی صحیح . بجا بود، زیرا هرگز به هوای نفس سخن نمی گفت و سخن او چیزی جز وحی خدا نبود.(15) رفتار پیغمبر با زیردستان، رفتاری منطقی بود وبا اهل اندیشه مشورت می کرد. برنامه ریزی در امور، ساماندهی طرح ها، سازماندهی نیروها، هدایت و رهبری افراد و نظارت بر کارها، از جمله وظایفی است که پیامبر همواره بر انجام آن اهتمام ویژه داشت. مدیریت سیاسی پیامبر اکرم(ص) در جنگ، تنها به مسائل نظامی اکتفا نکرده و از «دیپلماسی»، به عنوان یک وسیله در جهت به دست آوردن موفقیت های بیشتر استفاده می کردند. پس از تشریع «جهاد» و هجرت پیامبر به «مدینه» با این که تمامی داخل و خارج «شبه جزیرة عربستان» هنوز در شرک به سر می بردند، پیامبر ابتدا، متوجه کانون دشمن شد. بنابراین تلاش خود را صرف تضعیف و مخالفت با «قریش» کرد. این سیاست، مستلزم این بود که پیامبر، از ایجاد تنش با قدرت های کوچک بپرهیزد و خود این پرهیز از تنش، گاه با نمایش قدرت و گاه با صلح بود. به این ترتیب، پیامبر(ص) با اجرای یک دیپلماسی فعال، از یک سو مانع همبستگی غیرمسلمانان با «قریش» شده و از سوی دیگر، سعی می کرد تا از آنان گر چه هنوز اسلام نیاورده اند به عنوان متحدان خویش در برابر «قریش» استفاده کند.(16) نتیجه: پیامبر مکرم اسلام (ص) با هدف تأسیس شریعتی نو و حکومتی بر مبنای آن، با مقاومت منفی بت پرستان مشرک مواجه بودند. دین جدید در پی استقرار حاکمیت الهی بوده و قصد داشت حکومت های خرافی را از میان بردارد. برخورد این دو عقیده، پیروان شریعت پیامبر را با کفار و منافقان درگیر کرد و این امر، هنوز هم گیتی را محل مبارزه و کشمکش مسلمانان خداپرست با حاکمان شیطان پرست قرارداده است. پیامبر (ص) و پیروان ایشان در دوران صدر اسلام، به سبب نوپا بودن حکومت اسلامی، بارها مورد هجمه کلامی و نظامی مشرکان قرار گرفتند، اما باید دانست که راز استقرار اسلام در آن عصر و استمرار آن تاکنون در نحوه برخورد مدبرانه پیامبر(ص) در برابر آن حمله ها نهفته است. جنگهای نظامی مشرکان و مسلمانان، پس از ورود پیامبر(ص) به مدینه جدی شد و «بدر» و «احد» و «خندق» و «تبوک»، از جلوه های روشن مبارزه اسلام با کفر و شرک می باشند. تدبیر رسول خد(ص) در این جنگ ها، به کارگیری فکر نظامی، متأثر از عقیده و هدایت بوده و این تدبیر در مواقع بحرانی بسیار کارساز و مؤثر بوده است. به عبارت دیگر، پیامبر(ص) در جهت استقرار حکومت الهی با اعمال مدیریت متناسب با شرایط بحرانی علاوه بر حفظ مسلمانان و حکومت اسلامی، آموزش های سودمندی ارائه کردند ، درسهایی که هم شیوه زندگی، دینداری ، روابط اجتماعی و کفرستیزی را هم زمان در برداشته است. عرصه های مختلف زندگی پیامبر ، نشانگر بیست و سه سال بحران و مبارزه است، مبارزه ای که در نهایت، توانست اندیشه اسلام را، نه فقط در خاک «عربستان»، که در دل مستضعفان و ستمدیدگان سراسر جهان فراگیر شود. همه اینها، مدیون تفکر، تأمل و تحمل پیامبر اکرم(ص) و یاران وفادار و با اخلاص ایشان است. منابع و مآخذ: 1- قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 190 2- سوره توبه ، آیه 111 3- سوره حج، آیات 40 – 38 4- سوره بقره، آیة 264 5- سوره انفال، آیه 47
6- سوره نساء،آیه 94 7- سوره بقره، آیات 194- 191 8- سوره حج ، آیه 41 9- سوره آل عمران ، آیه 127-125 10- سوره صف ، آیه13- 10 11-سوره شوری ، آیه 38 12- سوره آل عمران ، آیه 159 13- علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج5 14- سوره آل عمران ، آیه 159 15- سوره نجم ، آیه 4- 3 16-سعید جلیلی ، سیاست خارجی پیامبر ، ص
|